☂ღ♂ღدختر یخیღ♀ღ☂

...چه زجری میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار

 

من دیوانه ی آن لحظه ای هستم

که تو دلتنگم شوی

و محکم در آغوشم بگیری

و شیطنت وار ببوسیم

و من نگذارم

.....

بوسه با لجبازی

بیشتر می چسبد ....

 

 

۱۳٩۱/٢/٢٧ | ٢:٤٥ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |


 

 

 محکم در آغوشش بگیر ، صورتش را نوازش کن ، از خوبی هایش در گوشش بگو ...

زن است دیگر ، دوست دارد ...

با همه زن بودنش ،

 

به آغوش گرمت نیاز دارد ...

 

۱۳٩۱/٢/۱۱ | ٤:٠٥ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

 


http://avazak.ir/gallery/albums/userpics/10001/normal_Avazak_ir-Love751.jpg

حسادت زنانه ام 
بسیار دور اندیش است:
خیالِ زنی دیگر
سر به روی سینه ی تو
انگشتان ظریفش
به موهای سینه ات موج میدهد
و تو دلت غنج میرود!
میترسم...
کسی بوی تنت را بگیرد
نغمه دلت را بشنود
و تو خو بگیری به ماندنش!!!
چه احساس ِخط خطی و مبهمیست
این عاشقانه های ِحسود من...

۱۳٩۱/٢/٥ | ٩:٤٤ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

اینجا

دخترکی در آینه ایستاده

که از تمام دنیا

فقط لحظه ای بودن تصویری را میخواهد

که از پشت عرض شانه هایش را در بر گرفته بـاشد...


 

۱۳٩۱/٢/٤ | ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

1310850320575339_large.jpg

این روزهـــا حسی دارم

آمیخته با دلتنگی ...

بازوانی می خواهم که تنگ در برم گیرد

اما نـه هر بازوانی !

تنها ...

حصار آغوش تو ...

 

۱۳٩۱/۱/٢٦ | ٥:٥٩ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

من نمی‌فهمم چرا  هیچ کس نمی نویسد از مردهــا

از چشم‌ها و شــانه‌ها و دستهایشــان

از آغوششان

از عطر تنشـان،

... از صدایشــان...

پررو می‌شوند؟

خب بشوند....

مگر خود ما با هر دوستت دارمی تا آسمـان نرفته‌ایم؟


مگر ما به اتکــاء همین دست‌ها

همین نگاه‌ها


همین آغوشهـا، در بزنگاههای زندگی

سرِپا نمانده‌ایم ...؟

من بلد نیستم در سـایه ، دوست داشته باشم

من می‌خواهم خواستنم گوش فلک را کر کند .

من می‌خواهم

مَردَم

حتی اگر مردِ من هم نبود

دلش غنج بزند از اینکه

بداند جایی زنـــی دوستش دارد ...!!

 

۱۳٩۱/۱/٧ | ٦:٤٥ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

                                          پس می زنم لحظه ها را

تا برسم به بلندای آغوش مردانه ات

که در آغوشم بگیری و من

دنیایم را ببازم در پس عطر تنت ...

                                        

۱۳٩٠/۱٢/٢٦ | ۸:٠۸ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

 

 

 پاهایت را مردانه روی هم می گذاری ٬

 و من چه زنانه بوی بودنت را برای روز مبادا توی جیب هایم جا میدهم !

 وقتی مرا دعوت به آغوشت می کنی

 من پر از سکوت میشوم ٬و از چشم هایم میگذرم و میگویم : چشم ْ !

این زنانگی را دوست دارم

 ٬ وقتی که تو اسیرش میشوی.

۱۳٩٠/۱٢/۱۱ | ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

گریان شده دلم....

همچون دخترکی لجباز...

پا به زمین می کوبد...

تـو را میخواهد....

فقط "تــــــــــــــــــو" را...

 

۱۳٩٠/۱۱/٢٩ | ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

 

دلم می گیرد
وقتی با تمام وجود
می خواهـمت
اما کنارم نـباشی
تمام دلخوشی ام می شود
عروسکی که برایم خریدی!

۱۳٩٠/۱۱/٢۱ | ۱:٢٠ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

دوست دارم این رو نوک پنجه بلند شدن ها رو
و بوسیدن لب های تـو را
همان لحظه هایی که تو یک عالمه مـرد می شی و مـن یک عالمه زن !!

 

۱۳٩٠/۱۱/۱٧ | ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

من خیلی وقته از کسی ناراحت نمیشم ...

تمام سختیش یه خنده زورکیه ...

و شونه بالا انداختن الکیه...

خیلی وقته خیلی چیزا رو میدونم و خودمو میزنم به ندونستنشون...

سختیش یه لحظه حرف عوض کردن و بی خیال شدنه...

خیلی وقته...

۱۳٩٠/۱۱/۱٤ | ٧:۳٤ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

                              hapyy birtday                     

   

همیشه روز تولد آدم قشنگه

و وقتی همه اونهایی که دوستت دارن تولدت رو بهت تبریک می گن، تازه می فهمی

چقدر زیادن آدمهایی که دوستت دارن

و این خودش روز و قشنگتر می کنه

به هر حال تولدم مبارک!

 

۱۳٩٠/۱۱/۱۱ | ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

 

برای نمایش بزرگترین اندازه کلیک کنید

باور کن...

کار من نیست..

کار دل است...

دلم جایی میان نفس هاست،

گیر کرده است...

۱۳٩٠/۱۱/٩ | ٩:٠٤ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

 

 
بگذا ببوسمت... 

نگران نباش..

کسی ما را نمیبیند..

این شعر ها همه ..

 سانسور میشوند .

۱۳٩٠/۱۱/٩ | ۸:٤۸ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

5de02a0409ead459101ea80ac6e8b6a9-300

سخت است حرفت را نفهمند، 
سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند،
حالا میفهمم،،،
که خدا چه زجری میکشد
وقتی این همه آدم حرفش را که نفهمیده اند هیچ،
اشتباهی هم فهمیده اند.

 

۱۳٩٠/۱۱/٦ | ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

مرا بگیر در احاطه بازوانت

تا از  آن ـ من شود

تمام ـ امنیت ـ دنیا...!...

۱۳٩٠/۱٠/٢۸ | ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

مـــــــــــــرد است دیگر...
گاهی تند میشود گاهی عاشقانه میگوید..
مـــــــــــــرد است دیگر..
غرورش آسمان و دلش دریاست...
تو چه میدانی ازبغض گلو گیر کرده یک مـــــــــــــرد..
تو چه میدانی که چشمانت دنیای او شده..
تو چه میدانی از هق هق شبانه او که فقط خودش خبردارد و بالشش؟...
مـــــــــــــرد را فقط مـــــــــــــرد میفهمد و مـــــــــــــرد!!!!

۱۳٩٠/۱٠/٧ | ۸:٢٦ ‎ق.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

 

دلم یک شب تنهایی میخواد

 با یه عالمه تو و ....

 تموم گوشه کنارهای آغوشت!!!!

۱۳٩٠/۱٠/٦ | ٢:٢٤ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

 

هیجانیست. . .

ایـنکـه

میـان دسـتـانت

لحظه ای‌ چـشم هـایـم را بـبـندم . . . .

و دنـیـا بـه سکـوت صدای‌

نفس هایت فرو رود! !

نمیدانی. . .

هیجانیست . . . 

۱۳٩٠/٩/٢٢ | ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

در آغوشم بگیر … 
آن چنان خسته ام که حتی افقهای نگاهم نیز گم می شود در این هوای دلگیر مرا محکم بفشار …
برای زندگی تهی از هیجانم مرا محکم در آغوشت بفشار …
به من ببخش نوازش دستت را 
با تصنیف دوستت دارم لبهای شیرینت
و مرا نوازش بده...

۱۳٩٠/٩/٢٢ | ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

 

دستهایت را اجاره ای نمی خواهم

 دستهایت را تا همیشه میخواهم ...

۱۳٩٠/٩/۱٧ | ۸:۱٧ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

میخواهم دنیا را بدهم برایم تنگ کنند

به اندازه " آغوش " تو

تا وقتی به آغوشت میرسم....

بدانم همه دنیا از آن من است.

 

۱۳٩٠/٩/۱۳ | ٢:۱۸ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

خدایا هَمه چیز


تو دنیا مالِ خودت


فَقط اون مالِ مَن

.

.

۱۳٩٠/٩/۱۳ | ٢:۱٤ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

 

af692351c27bae5c367944d277c3d8eb-300

نه کسی هست که قدر ِ تو دوستم بدارد؛

نه کسی هست که قدر ِ تو دوستش بدارم.

این، پایانِ دوست داشتن است...!!!

۱۳٩٠/٩/٥ | ٩:٤٤ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

چگونه دلتنگی هایم را بنویسم
وقتی حرف دلم را نمی فهمی ؟
وقتی زبان بهانه هایم را بلد نیستی ؟
چگونه دلتنگی هایم را در دفترت خلاصه کنم
وقتی که یک ثانیه ی نبودن تو
مصادف با یک عمر دوری و عذاب است ؟
چگونه دلتنگی نکنم ؟
خودت گفتی : دل من کوچک است و دل تو بزرگ
دل من پر از حرف های نگفته و دل تو لبریز از
حرف های تکراری . چگونه دلتنگی نکنم ؟

۱۳٩٠/۸/٢٧ | ٤:٢٧ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

برف باشد !
باران ..
یا آفتاب
چتر نمی خواهمـ !
بگو معنی لغات را ازتو بنویسنـد ..!
" امنیت" حصار دستهای توست!

۱۳٩٠/۸/٢٧ | ٤:٢٢ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

جایی باید باشد..
غیر از این کنج تنهایی!

تا آدم گاهی آنجا جان بدهد!!
... مثلا آغوش تو!!!!

جان میدهد برای جان دادن..... 

۱۳٩٠/۸/٢٥ | ٢:۱٩ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

امشب دلم حضور مردانه می خواهد ...
نه اینکه مرد باشد
نه ... مردانه باشد
حرفش
قولش
... ... ... فکرش
نگاهش
قلبش و ...
آنقدر مردانه که بتوان تا بینهایتِ دنیا به او اعتماد کرد
تکیه کرد......

۱۳٩٠/۸/٢٢ | ۸:٤٥ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

چــرا آدمـــا نمیـــدونن بعضــــــــی وقتهــــا خـــــداحافـــــظ یعنـــــــی :

" نــــذار برم "

یعنـــــــی بــرم گــــردون
... سفــــت بغلـــــم کـــن

ســـــرمو بچـــــسبـــون به سینــــه ت و
بگــــــو :

"خدافــــظ و زهــــر مـــار
بیخــــــود کــــردی میگی خدافـــــظ

مگـــــه میـــذارم بــــری؟!!
مــــــگه الکیــــــــه!!!!"

چــــــــرا نمیـــــفهمـــــن نمیخــــــــوای بری؟!!!
چـــــــــرا میـــــــذارن بــــری؟!

۱۳٩٠/۸/٢٠ | ۳:٠٠ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

 

بی کسی، تصاویر عاشقانه غمگین، تنهایی، عشقولانه، عکس عاشقانه، عکس های عاشقانه تنهایی، غم انگیز از لحظه های تنهایی، لحظات تنهایی، والپیپر از

کاش اون لحظه ای که یکی ازت میپرسه "حالت چطوره؟" و تو جواب میدی "خوبم!" ، کسی باشه که محکم بغلت کنه و آروم تو گوشت بگه: "میدونم خوب نیستی..."

۱۳٩٠/۸/٢٠ | ۱:۳٩ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

 

نمی شود دوستت نداشت

لجم هم که بگیرد از دستت

نهایتش این است که

دفترچه ی خاطراتم

پر از فحش های عاشقانه می شود !!!

۱۳٩٠/۸/٢٠ | ۱:۳٥ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

32ec92c31c161fec0706ee6140a0746d-300

گاهی وقتها 
به خاطره 
دل کسی که دوسش داری هم که شده ... 
رو صورتت 
نقاب میزنی ... !

۱۳٩٠/۸/٢٠ | ۱:۱٩ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

 

دل آدما،
شیشه نیست که روی آن " هــــــا " کنیم
بعد با انگـــشت قــــلب بکشیم و
وایسیم آب شـــدنش رو تماشــــا کنیم و کیـــــف کنیم !!!
رو شیشه نـــازک دل آدمـــا اگـــه قلبـــــــــی کشیدی
باید مــــــــردونه پـــــــاش وایســــتی ....

۱۳٩٠/۸/۱٩ | ٦:٠۳ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

 


دوســـت داشتنت بوی باران می داد همــان قدر بی مقدمه همــان قدر بی دغدغه فقط  یادت باشد مثل ِ باران مـــَرا بی واسطه دوســـت داشته باشی !! ...

۱۳٩٠/۸/۱٧ | ٢:۱٩ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

 

7bac9010e76a4dad922c76d8d76ee85e-300

دلم میخواد یکی بپرسه حالت چطوره؟
بگم خوبم
بگه بسه دروغ چی شده
بغلش کنم و زار بزنم و ...

۱۳٩٠/۸/۱۳ | ۳:۱٠ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

 

می پسـندم پاییـز را که معافـم میکنـد از پنـهان کردن ِ دردی(!) که در صـدایم می پیچـد ُ اشکی(!) که در نگاهـم میچرخـد ؛ آخر همه مـی داننـد سـرما (!) خورده ام !! ... همین ...

۱۳٩٠/۸/٩ | ٥:٠۱ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

 

ساکت که بمانی میرود به حساب جواب نداشتنت عمرا بفهمد داری جان میکنی تا احترامش را نگه داری ..

۱۳٩٠/۸/٩ | ٤:٥٩ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

 

گاهی نیاز داری به یه آغوش بی منت ، که تو رو فقط و فقط واسه خودت بخواد...که وقتی تو اوج تنهایی هستی ، با چشماش بهت بگه : هستم تا ته تهش ! هستی !؟

۱۳٩٠/۸/٧ | ٢:٢٧ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

 

 

 می پوشانَـــم دِلتنـگـــی ام را ..

بـــا بستَـــری از کلـمات ، ..

امــا بـــــاز ..

کســـی / دَر دلـــــم/ ..

"تـــ♥ــــو" را صــدا می زنَـــــد! . .

۱۳٩٠/۸/٦ | ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

 از بوسه های قلابی تلفنی خسته شدم
از بغل های محکم اس ام اسی
از عشق بازی های داغ چت
از همه خسته ام
تو کنارم باش
هوای تنت کافیست

۱۳٩٠/٧/٢۸ | ٩:۳٤ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

من پری کوچک غمگینی را

 میشناسم که در اقیانوسی مسکن دارد

  و دلش را در یک نی لبک چوبین

   مینوازد آرام آرام

    پری کوچک غمگینی که شب از یک بوسه میمیرد

     و سحر گاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد...

۱۳٩٠/٦/٢۸ | ٧:۳٠ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

چه کسی میداند که تو در پیله تنهایی خود تنهایی چه کسی می داند که تو در حسرت یک روزنه در فریادی پیله ات را بگشا... تو به اندازه ی یک پروانه زیبایی.....
۱۳٩٠/٦/٢٠ | ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

 

هی فلانی می دانی ؟ می گویند رسم زندگی چنین است...

می آیند.... می مانند.... عادت می دهند.... ومی روند.

وتو در خود می مانی و تو تنها می مانی

راستی نگفتی رسم تونیز چنین است؟.... مثل همه فلانی ها....؟

۱۳٩٠/٥/۳٠ | ٥:٥۸ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

 

دلتنگی...دلتنگی...

همانند سربازی که تازه از جنگ بازگشته

محتاج نوازش دست هایت هستم

باور کن که دلتنگی ... دلتنگی ...

دلتنگی مرگ تدریجی ست !!!

۱۳٩٠/٥/٢٤ | ٩:٤٤ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

۱۳٩٠/٤/۱٥ | ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

پوستر های عاشقانه زیبا | www.pixbaran.com

۱۳٩٠/٤/۸ | ۱:٢٤ ‎ق.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

در تمام روزهای عاشقی که گذشت ،
حتی یک لحظه از آن روزها نیز از یادم نرفت
با اینکه قلبم بارها شکست
اما دلم باز هم به پای تو نشست
به هیچکسی دل نبست
با خودش عهد بست ، که این عشق اول و آخر است ،
همین و بس!
روزهای شیرین زندگی ام با تو
آرامش ، این تنها چیزیست که خواسته ام از تو
صداقت ، این تنها کلامیست که انتظار دارم از تو
حرف از وفاداری نمیزنم ، در عشق بی وفایی معنا ندارد
تو همیشه وفادار بمان
 و ببین که قلبم جز به عشق تو نفس کشیدن دیگر کاری ندارد
نه عزیزم دیگر هیچ راهی ندارد
اینکه قلبم عاشق تو است و دیگر هیچ سرپناهی جز تو ندارد
اگر روزی بی تو باشم ، میخواهم که دنیا نباشد
اگر قرار باشد زنده باشم ، نمیخواهم هیچکسی جز تو در قلبم باشد
تو چه کردی با دل من
این نیست حال و هوای گذشته های دور من
اینک حس میکنم تویی زندگی من
گرتو نباشی نیست نفسی برای زنده ماندن من
یک جمله باقی مانده که ناتمام نماند شعر من
خیلی دوستت دارم عشق من

           شکــ ــلکـــْـ هـــ ـایِ نـ ــآزنـ ــیــنــْ

۱۳٩٠/٤/٦ | ۱:٠٤ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

 

۱۳٩٠/۳/٢٢ | ٢:۳۳ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

سلام مــاه مــن !

دیشب دلتنگ شدم و رفتم سراغ آسمان اما هر چه گشتم اثری از ماه نبود که نبود ...!

گفتم بیایم سراغ ِ خودت ..

احوال مهتابیت چطور است ؟!

چه خبــر از تمام خوبی هایت و تمام بدی های مــن ؟!

چه خبــر از تمام صبــرهایت در برابر تمام ناملایمت های مــن ؟!

چه خبر از تمام آن ستاره هایی که بی من شمردی و من بی تو ؟!

چقدر نیامده انتظار خبــر دارم ؟!

چه کنم دلم بــرای تمــام مهــربانی هایت لک زده است !

راستی ، باز هم آســمان دلت ابری است یا ....؟!

می دانم ، تحملم مشکل است .... اما خُب چه کنم؟!

یک وقت خســته نشوی و بــروی مــاه دیگری شود .... هیچ کس به اندازه مــن نمی تواند آســـمانت باشد !

تو فقط ماه من بمون و باش !

ماه من !

مراقب خاطراتمان ، روزهای با هم بودنمان .. خلاصه کنم بهونه موندنم مراقب خودمون باش !

۱۳٩٠/۳/٢۱ | ۳:٥٩ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

دیشب دلم بدجوری گرفته بود...از آدما...نمیدونم چرا این آدما اینجورین؟چرا ی روز خوبن ی روز بد؟نمیدونم چرا هر وق ی دعوای میشه همه میگن تقصیره تواِ!!نمیدونم چرا گیر میدن بی دلیل ب من!!واقعا نمیدونم..............دیشب کلی فک کردم کلی اشک ریختم...الانم دلم گرفته ولی ن ب گرفتگی دیشب!!!!

(نمیدونم چرا هی وبامو حذف میکنم.......شاید بخاطر حرفای بعضیا باشه...مهم نیس این یکیرو دیگ هیچوق حذف نمیکنم...هر کسی دوس داشت میتونه بیاد هرکسیم ک دوس نداش نیاد واسم مهم نیس....)

 

 

۱۳٩٠/۳/٢٠ | ٢:۳٢ ‎ب.ظ | ღیخیღ | ♂یخ نوشت♀() |

www . night Skin . ir